الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

318

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) در كيفيت بعثت ، غير از اين خبر واحدى كه از تفسير امام عليه السّلام نقل كرديم ، چيزى نداريم ؛ مگر متن على بن ابراهيم قمّى كه به هنگام كمبود متون ، آن را به منزلهء اخبار تلقى مىكنيم . او مىگويد : « رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در ميان كوه‌هاى مكه گوسفندان ابو طالب را مىچرانيد . در اين حال شخصى را ديد كه به او مىگويد : يا رسول الله ! رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : تو چه كسى هستى ؟ گفت : من جبرئيل هستم ، خداوند مرا فرستاده است كه تو را به عنوان رسولش برگزينم . . . و جبرئيل با مقدارى آب از آسمان نازل شد و گفت : اى محمد ! برخيز و براى نماز وضو بگير . آنگاه وضو و نماز را كه همان شستن صورت و دست‌ها از آرنج و مسح سر و پاها و سجده و ركوع هست به او آموخت . پس از آن كه به چهل سالگى رسيد به او دستور داد كه نماز بخواند و حدود آن را به وى آموخت . امّا اوقات نماز هنوز نازل نشده بود و براى همين رسول الله در هر وقتى نماز را به صورت دو ركعتى به جاى مىآورد . ( 2 ) در اين حال على بن ابى طالب با وى مأنوس بود و دائما به همراهش بود و از او جدا نمىشد . يك بار على عليه السّلام نزد رسول اللّه رفت و ديد كه مشغول نماز است . از او سؤال كرد كه اى ابو القاسم ! اين حركات چيست ؟ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين نماز است كه خداوند مرا بدان امر كرده است . آنگاه على عليه السّلام را به اسلام دعوت كرد و او هم اسلام آورد و به همراهش نماز خواند . پس از آن خديجه اسلام آورد و در اين زمان تنها رسول الله 9 و على و خديجه نماز مىخواندند . پس از مدتى ابو طالب به همراه فرزندش جعفر بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و ديد كه آن حضرت به همراه على عليه السّلام مشغول نماز خواندن است . پس به جعفر گفت : اى جعفر برو در كنار پسر عمويت بايست . جعفر هم رفت و در پهلوى ديگر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ايستاد . پس از آن كه جعفر در طرف چپ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ايستاد ، آن حضرت كمى حركت كرد و جلوتر از آن دو ايستاد . پس از آن كه على و خديجه و جعفر اسلام آوردند ، زيد ( بن حارث كلبى ) مسلمان شد و بعد از آن على ، جعفر ، زيد و خديجه پشت سر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نماز مىخواندند . « 1 » ( 3 ) اين بيان از قمى ، اگر چه كه نصّ امام معصوم عليه السّلام نيست - همانند تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السّلام - امّا با حسن ظنّ به قمى ، بسيار بعيد است كه وى آن را از غير اهل بيت عليه السّلام گرفته

--> ( 1 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، 102 - 103 . ما آن را در تفسير قمى نيافتيم و قطب راوندى در قصص الانبياء ، ص 318 آن را از او نقل كرده است و سپس ابن شهر آشوب با تغييرات كمى آن را روايت كرده است .